close
تبلیغات در اینترنت
داستان واقعی
موضوعات


بازديد سايت
افراد آنلاين : 1
تعداد اعضا : 3
کل مطالب : 372
کل نظرات : 23
بازديد امروز : 111
بارديد ديروز : 75
گوگل امروز : 2
گوگل ديروز : 9
بازديد هفته : 276
بازديد ماه : 1,123
بازديد سال : 11,233
بازديد کلي : 161,786

اعضا

لينکستان
تبليغات

10/mehr

 

قسمت دوم داستان صابی وهاجر

قسمت اول این داستان واقعی:

قسمت اول داستان صابی و هاجر

قسمت دوم:

از اون شب رابطه ما شروع شد...

از صبح تا شب کلی اس بازی میکردیم با اینکه حتی صداشو هنوز نشنیده بودم.میگفت قبلا با هیچکسی دوست نبوده و من اولین پسریم که باهاشم ...!

دومین روز آشناییمون بود،صبح با صدای اسی که داده بود بیدار شدم،یه کم اس دادیم و من خداحافظی کردم و رفتم مدرسه.

راستش از دیشب دنیام یه جور دیگه شده بود انگار همه چیز زیباتر و پررنگ تر شده بود برام ،نسبت به روز گذشته شادتر و پرانرژی تر بودم.

حتی این پر انرژی تر بودن انقدر معلوم بود که دوستام تعجب میکردن از رفتارم(البته بچه شر و شیطونیم ها ولی خیلی ساده بودم)

دیگه حتی درس خوندن و . .





ads ads  



عضويت
login


  نام کاربري :
  رمز عبور :

      ثبت نام
      فراموشي رمز عبور

مطالب محبوب

مطالب جديد

نظرسنجي
    ورود به سايت

    از لاو پيج چه میخواهید؟!






تبليغات متني
محل تبليغ متني شما

ماهيانه فقط 5 هزار تومن

محل تبليغ متني شما

ماهيانه فقط 5 هزار تومن

وبگو | تغيير پس زمينه با استفاده از css